سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
پایه عکاسی مونوپاد

بسم الله الرحمن الرحیم

در گذشته گفتیم که در شریعت اسلام برای لباس پوشیدن ، چهار ملاک اصلی قرار داده شده است ؛ یعنی پوشیدن هر لباسی که این چهار شرط را داشته باشد ، جایز و غیر آن ممنوع است و به این چهار ملاک به طور مفصل پرداخته شد .

جناب آقای محمد عالم زاده نوری در کتاب لباس روحانیت فوایدی را بر این لباس مقدس ذکر نموده است که برخی از این موارد در مورد حجاب و خصوصا در رابطه با چادر نیز صدق می کند :

1-     تداعی و تذکر ارزش ها برای صاحب لباس:

آدمی که باید در منزل دنیا مقدمات سعادت ابدی خود را به دست آورد ، به دلیل دل مشغولی به شهوات و آرزوها ، از وظایف الهی خود غافل می شود . داروی این غفلت ، تذکر و توجه است و نمادهایی مانند لباس ، اندکی در غفلت زدایی و ایجاد حالت " توجه " تاثیر دارند .

بین افراد به وفور دیده می شود که می گویند حجاب برتر را انتخاب نمی کنم چرا که قداست دینی آن زیر سئوال می رود و من لیاقت این پوشش را ندارم !

اما سئوال پیش می آید چرا پاک نمودن صورت مساله ؟؟ !

مگر غیر از این است که ما دوستدار کمال و خوب بودنیم ؟  ما به عنوان مخلوقی که دائما دچار فراموشی ها و غفلت ها می شویم به عواملی بازدارنده احتیاج داریم تا ما را از سقوط به پرتگاه نجات دهد . عوامل انسانی و تذکر دوستان و بزرگان یکی از این موارد است اما همه ی آن نیست ! در موارد بسیاری ، پوشش سدی می شود در برابر اشتباهات کسانی که واقعا برای دین خود نگران اند . چرا لباس باعث خجالت ما نشود؟ چرا به خاطر ظاهر موجه از انجام افعال غیر موجه چشم پوشی نکنیم ؟

این که افرادی از زمان صدر اسلام تا به حال بوده اند و هستند که لباس مقدس دین را به یغما می برند و با آن به دنبال منافع پست دنیوی خود می روند بر کسی پوشیده نیست اما آیا با این وجود ما باید از مواضع خود دست برداریم و آن را دو دستی به منافقان و سودجویان تحویل دهیم ؟ 

همان چیزی که دشمنان دین می خواهند ! یعنی هدف بد جلوه دادن پوشش های دینی و دور کردن آن از صاحبان واقعی آنها ! همان چیزی که با علم نمودن طالبان و افعال پلید آنها محاسن مردان را زیر سئوال برد تا عده ای ریش را علامت طالبان بدانند و عده ای آن را علامت منافقان و سودجویان و در نتیجه از گفته های معصومین و تاکید آنها در مورد حفظ ظاهر اسلامی و نهی از تراشیدن ریش چشم پوشی کنند ! و یا دزدانی به  لباس های مقدس روحانیت دست درازی نمودند و باعث بدنامی آن در نگاه عموم شدند تا جامعه اسلامی از آن عقب نشینی نماید . همین رفتار نیز با حجاب شده است تا مورد تنفر و عقب نشینی افراد جامعه اسلامی از عقایدشان شود . اما آیا واقعا باید عقب نشینی نمود یا باید با جدیت تمام نمادهایی که ریشه روایی و اسلامی دارد از دزدان آن باز پس گرفت و خودمان نیز سعی کنیم در سایه بان چتر نمادهای اسلامی خود را بیشتر از حرکت به سمت  اشتباهات حفظ نماییم ؟

و باز هم این سئوال در ذهن ها باقی می ماند : اگر تجاوز گرانی به خانه ی شما حمله کنند و ظاهر زیبای آن را از بین ببرند شما خانه ی خود را به خاطر شکل نا زیبای آن رها می کنید و یا سعی در اصلاح نمای خانه ی خود به شکل اول می نمایید ؟؟؟

پس نماد اسلامی هشداری است برای جلوگیری از عادی شدن ها و بیدار نگه داشتن توجهات و تدکرات درونی در طول زمان که اثر تربیتی شگرفی بر خدا دوستان واقعی خواهد داشت .  

2-     تداعی و تذکر ارزش ها برای دیگران :

این توجهات افزون بر صاحب لباس ، برای دیگر مردم نیز حاصل می شود . آیت الله علامه حسن زاده آملی می فرمودند : " در ایام کشف حجاب که پوشیدن لباس بلند جز برای عده ای از علمای بزرگ و مجتهدان با سابقه ممنوع اعلام شده بود و ماموران دولت رضاخان لباس روحانیت را به زور از تن طالبان علوم دین بیرون می کردند ، یکی از علمای بزرگ خود را موظف کرده بود که روزانه یکی دو ساعت در بازار شهر حضور یابد و قدم بزند . ایشان می فرمودند می خواهم با این عمل ، از فراموش شدن دین و روحانیت جلوگیری کنم" .

این ماجرا خود حاکی از آن است که از تاثیر لباس بر دیگران غافل نباشیم و مراقب کمرنگ شدن نمادها باشیم .  

 

3-      اعلام حضور اندیشه ی اصیل دینی

حجاب و هر نماد اسلامی دیگر اعلام موجودیت فرهنگ دینی در جامعه و نشانه ای از حیات و حضور اندیشه ی اصیل حوزه های شیعی است . هرچه در جامعه ای ، صاحبان پوشش اسلامی به تعداد بیشتری به چشم بخورند ، هویت اسلام و مسلمان بودن در نظر آنان موجه تر و دارای رسمیت بیشتری خواهد بود . همچنان که می بینیم در جمع هایی که حداقل در ظاهر به نماد ها و اعمال اسلامی توجهی نمی کنند حتی اگر کسی در دلش آن گونه نباشد با این وجود از نماز خواندن و یا ابراز یک عمل دینی خود داری می کندو از انجام آن احساس شرم و خجالت می کند . و این همان راز انجام اعمال عبادی جمعی در قالب نماز جماعت و غیره است و باید دانست که با ریا و تظاهر هیچ تناسبی ندارد و حتی اگر به اینگونه موارد تظاهر گفته شود این گونه تظاهر ها پسندیده و انجام آنها ضروری است و حساب آن از ریا جداست .

نفس حضور نمادهای دینی در یک منطقه ، به معنای امکان انتخاب این راه برای دیگران است . درست نظیر حضور نونهالان حافظ ثرآن در جامعه ی ما که برداشت نادرست ناممکن بودن حفظ قرآن را باطل کردند .

 

   

4-     تصریح به آرمان ها

کسی که نماد های اسلامی را اتخاب خود قرار می دهد ، با قدرت و صلابت از راهی که انتخاب کرده دفاع می کند و به صراحت اعتقادات خود را اعلام می نماید . این صراحت و شجاعت ، در نهایت موجب رسمیت و اعتلای آن اعتقاد خواهد شد . زنان مسلمان در اروپا با حجاب خود که نماد آرمان و فرهنگ و اعتقاد آنهاست ، در برابر عقاید باطل مبارزه می کنند و فرهنگ و آرمان های مدهبی خود را به نمایش می گذارند .

لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست ؛ پرچمی است که او بر سر در خانه ی وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ تبعیت می کند .

همچنانکه هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود ، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند ، هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دلبسته باشد ، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد.

لباس انسان ، لباس انتخاب است و انتخاب انسان از علاقه های او سرچشمه می گیرد . شاید بسیاری از خوانندگان این مصراع را شنیده باشند که رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون . مقصود شاعر این بوده که تغییر رنگی که به طور طبیعی در چهره ی انسان پیدا می شود ، از تغییر وضع و حال درونی او خبر می دهد . ما می توانیم قدری از مقصود شاعر فراتر رویم و بگوییم نه تنها رنگ طبیعی رخساره ، بلکه ... آرایش همه ی بدن و شکل و اندازه ی لباسی که برای خود انتخاب می کند ، از سر ضمیر انان خبر می دهد و با احوال درونی و تمایلات روانی آنان ارتباط مستقیم دارد . لباس نه تنها تخت تاثیر فرهنگ جامعه است که معرف شخصیت تک تک افراد نیز هست . بنابر این انسان با لباس خود ، علاقه ها ، حساسیت ها ، دلبستگی ها و آرمان های خود را با صدای رسا اعلام می کند . ما چه بخواهیم و چه نخواهیم با قیافه و رفتار و لباس خود ، فکر و فرهنگی را تبلیغ می کنیم یا دست کم سیاهی لشکر آن قرار می دهیم ، چرا مبلغ فکری باشیم که به آن اعتقاد نداریم ؟

پیامبر اکرم بر این نکته تاکید می ورزیدند که دشمن در مواجهه ی اول با جبهه ی مسلمانان باید مرعوب قدرت و هیبت و کثرت آنان باشد . به همین دلیل ، پیرمردان ریش سپید را به رنگ زدن محاسنشان امر فرمودند تا دشمن به ضعف آنها پی نبرد و به حمله و هجوم طمع نکند . آیا شایسته است ما در جایی که این همه نیروی آماده به خدمت داریم ، نیروی دین و اقتدار خود را ننماییم تا در معرض تعرض دشمن قرار گیریم ؟

راز مخالفت دشمنان با این لباس و دیگر نمادهای منسوب به دین که در قالب مقاله ، توهین ، تهدید ، طنز ، کاریکاتور و ... ابراز می شود ، در همین نکته نهفته است .

  

   

5-     القای ناخود آگاه حقانیت

در داستان کشف حجاب ، بانوان ایرانی که قرن ها حجاب اسلامی را برگزیده و به آن افتخار می نمودند با بخشنامه و تهدید و اسلحه ، دست از آن نکشیدند .

تدبیری که استعمار برای ترویج فرهنگ برهنگی در جوامع اسلامی به کار گرفت ، از توزیع ظرف و پارچه هایی آغاز می شود که در آن تصویر زن نیمه برهنه ی غربی ، جذاب و رنگین به نمایش در آمده و به قیمت ارزان در اختیار مردم قرار داده می شود . پس از آن ، حضور زنان نیمه عریان غربی در جامعه ی اسلامی ، به بهانه ی خویشاوندی با سفیران و مقام های سیاسی یا به بهانه ی جهانگردی ، آن تصویرهای ساکن را حرکت بخشیده و زنده کرد . ابزار شهر فرنگ ، فیلم های سینمایی و ارتباطات این فرایند را تکمیل کرد . واکنش اولیه ی مردم مسلمان در مقابل آن تصویرها و این حضور ، نفی و نفرت و بدگویی بود ؛ ولی طول زمان و کثرت موارد ، آرام آرام قبح و شناعت آن را در نظر مردم کم کرد و بی حجابی به ویژه برای نسل جوان به صورت پدیده ای عادی جلوه کرد . هرچه تعداد یک پدیده نادرتر باشد ، زمینه ی تحقیر و طرد آن بیشتر است و هرچه فراوان تر شود ، در نظر مردمان موجه تر و مقبول تر جلوه می کند .

 

6-     گزارشی از باطن جامعه و اهمین دین

7-     تبلیغ غیر مستقیم

8-     بهره های معنوی و عنایت های ویژه

9-     و ....




بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تبریک به مناسبت اعیاد خجسته شعبان و میلاد با سعادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و با عرض تشکر از بزرگوارانی که در این مدت با وجود ایجاد وقفه دو ساله در بین نوشته هایم  همچنان این وب گاه رو مورد توجه خودشون قرار دادند و با نظرات خود در ادامه این مسیر به بنده دلگرمی دادند و یاری ام کردند .

به دوستانی که اخیرا در راستای ترویج فرهنگ حجاب قدمهای بزرگی رو برداشته اند خسته نباشید می گم و از این که نتونستم بعلت مشغله ام در این مدت با برخی از دوستان  در این امر  همکاری داشته باشم پوزش می طلبم .   

امیدوارم بتونم همچنان مثل گذشته به پست مطالبم ادامه بدم و بتونم در ترویج این فرهنگ غنی در کنار متولیان نشر عقاید دینی و اسلامی سهم کوچکی داشته باشم .  

با آرزوی موفقیت برای خادمین به اسلام و عزت روز افزون جامعه اسلامی




بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

چهار ملاک اصلی برای لباس

همچنان که در کتاب " فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی " ص 5و 6 نیز آمده است  در شریعت اسلام برای لباس پوشیدن , چهار ملاک اصلی قرار داده شده است ؛ یعنی پوشیدن هر لباسی که این چهار شرط را داشته باشد , جایز و غیر آن ممنوع است ( مستمسک عروة الوثقی , ج 5 , ص 239 ؛ مجمع الفایده و البرهان , ج 2 , 102 )

شرط اول : لباس باید پوشاننده ی حد واجب شرعی باشد . بر زن  واجب است همه ی بدن خود – به جز صورت و دست ها تا به مچ – را از نامحرم بپوشاند . بر مرد نیز لازم است پیش و پس خود را از نگاه دیگران محفوظ نگاه دارد .

شزط دوم : لباس باید فتنه انگیز و محرک شهوت نباشد . گاهی لباس ساتر مقدار لازم است , ولی تحریک کننده ی قوای شهوانی می باشد ؛ پوشیدن این لباس هم حرام است .

شرط سوم : لباس باید ویژه ی کفار نباشد . پوشیدن لباس های ویژه ی مسلمانان و نیز لباس های مشترک جامعه ی اسلامی و کفار جایز است , اما لباس هایی که پوشیدن آنها انسان را به نظر ظاهری شبیه کفار می گرداند , ممنوع است . مسلمان باید هویت اسلامی خود را پاس دارد و با پوشیدن لباس بیگانگان , خود را دلباخته و مفتون روش آنها نشان ندهد (و عزت خود را نیز حفظ نماید ).

استقلال هویت و اقتدار روحی مسلمان او را از هرگونه پیروی مقرون با ذلت پرهیز می دهد . پیروی از کفار در آداب و ظواهر زندگی , نوعی به رسمیت شناختن سلوک آنها و قرار گرفتن در زیر چتر برتری و قیمومیت آنان است که با روح عزیز مسلمان مغایر و در دین اسلام به شدت مذموم اعلام شده است .

" و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین ؛ عزت از آن خدا وپیامبر او و مؤمنان است " , منافقون آیه ی 8

" و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً ؛ خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راه تسلطی قرار نداده است " , نساء آیه ی 141

" یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الکافرین اولیاء من دون المؤمنین ؛ ای مردم با ایمان ! کافران را به جای مؤمنان ولی و برتر خود نگیرید " نساء آیه ی 144 و نیز نساء آیه ی 139 و مائده آیه های 51 و 57 و 81

" من یتولهم منکم فانه منهم ؛ هر کس از شما که آنان را ولی خویش گیرد او از آنهاست " مائده آیه ی 51 .

امام صادق علیه السلام می فرماید : " اوحی الله الی النبی من الانبیاء ان قل لقومک : لا تلبسوا لباس اعدائی و لا تشاکلوا بما شاکل اعدائی فتکونوا اعدائی کما هم اعدائی ؛ خداوند به یکی از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو لباس دشمنان مرا نپوشید و به شکل دشمنان من درنیایید که دشمن من می شوید آن گونه که آنها هستند ( میزان الحکمة , ح 9135 ؛ وسائل الشیعه , ج 11 , ص 111 , ح 1 )

امام علی علیه السلام می فرماید : " قل من تشبه بقوم الا اوشک ان یکون منهم ؛ کمتر کسی است که شبیه گزوهی گردد و از آنها نشود " ( نهج البلاغه , حکمت 207 )

در این حکم –تنها - " لباس " موضوعیت ندارد و هر عملی که انسان را شبیه کفار و در زمره ی آنها گرداند ممنوع است . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند : لیس منا من تشبه بغیرنا , لا تشتبهوا بالیهود و النصاری فان تسلیم الیهود الاشاره بالاصابع و تسلیم النصاری الاشاره بالکف ؛ از ما نیست کسی که به بیگانگان شبیه گردد . به یهودیان و مسیحیان شبیه نشوید ؛ همانا سلام یهودیان اشاره با انگشت است و سلام مسیحیان اشاره با کف دست ( سنن ترمذی , ج 4 , ص 159 )    - پس می بینیم که تشابه به غیر مسلمان ولو در حد یک اشاره نیز ممنوع است !

شرط چهارم : لباس , نباید " لباس شهرت " باشد . هرگونه لباس و نیز آرایش و رفتاری که موجب انگشت نما شدن آدمی در میان دیگران شود , ممنوع است .

ذکر این نکته خالی از فایده نیست که لباس " شهرت " و لباس " ویژه ی کفار " , عنوانی شناور و نسبی است که در زمان ها و مکان های مختلف , مصادیق متفاوت دارد . چه بسا لباسی که در یک جامعه لباس شهرت است و در جامعه ی دیگر غیرعادی تلقی نمی شود یا لباسی که در زمانی ویژه ی کفار بوده و در زمان دیگر مشترک میان امت اسلام و کفر شده باشد .

اگر چنین تغییری در عنوان پدید آید , حکم شرعی نیز در این مورد متفاوت خواهد بود ؛ یعنی فقط  در شرایطی که موضوع " شهرت " یا " تشبه به کفار " تحقق دارد , پوشیدن آن لباس حرام است . برای مثال , کت و شلوار در دوران گذشته آن هنگام که لباس معمول جامعه ی اسلامی لباس بلند بود , تشبه به کفار محسوب می شد و حرام بود ؛ اما به مرور زمان و با تخلف عده ای بی توجه , آرام آرام کت و شلوار  لباس رایج میان مسلمانان شد . از آن پس پوشیدن آن , پوشیدن لباس ویژه ی بیگانه و تشبه به کفار نیست و به تبع حرمتی هم ندارد . (البته نباید فراموش نشود که اگر برای لباس شرط اول یا دوم وجود نداشته باشد طبیعتاً به شرط  تشبه با کفار یا شهرت هم نمی رسیم که بخواهیم در مورد آن بحث کنیم و کلا پوشیدن آن حرام می شود .)

شرایط خرد دیگری مثل عدم استفاده ی مرد از لباس زرباف و ابریشمی وجود دارد که مورد نظر بحث فعلی نیست .

اگر لباس انتخابی ما درون این چارچوب و دارای این شرایط باشد , از نظر شرعی پوشیدن آن جایز است ؛ اگرچه برای تعیین " الگوی لباس پوشیدن مسلمان " و " فرهنگ پوشش در جامعه ی اسلامی " باید پژوهش دیگری انجام پذیرد. ( رجوع کنید به بحارلانوار , ج 76 , ص 311 ,ح 11)




بسم الله الرحمن الرحیم

لباس

یکی از وجوه امتیاز انسان بر حیوانات , لباس اوست . لباس پوشیدن , از ویژگی ها و شئون اختصاصی انسان ها , و پدیده ای است که تقریباً به اندازه ی طول تاریخ بشر سابقه و به قدر پهنه ی جغرافیای امروزین زمین گسترش دارد .

این حکم , همه ی اقوام , ملت ها و فرهنگ ها را در کل تاریخ در بر می گیرد . در تعالیم ادیان مختلف , به ویژه آیات و روایات اسلامی , آموزش های فراوانی در مورد ضرورت حفظ پوشش , کیفیت انتخاب لباس , جنس , رنگ , طرح , اندازه و احکام لباس پوشیدن و نیز لباس اختصاصی زن و مرد و برخی دیگر از اقشار اجتماعی بیان شده است .  (رجوع کنید به  بحارالانوار – ج 79 – ص 259 – 394 ؛ وسایل الشیعه – ج3 – ص 340 ؛ کنزالعمال – ج 15 – ص 307-326 )

از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده , مسلم شده که لباس دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است : یکی این که او را از سرما و گرما و برف و باران حفظ می کند ؛ دیگر این که در جهت حفظ عفت و شرم به او کمک می کند و بالاخره به او آراستگی و زیبایی و وقار می بخشد . لباس آدمی را می توان از یک لحاظ به مسکن او تشبیه کرد . درست است که انسان در ابتدا برای محفوظ ماندن از سرما و گرما و نیز حمله و هجوم حیوانات به ساختن خانه می پردازد , اما علاوه بر این منظور , خانه مأمن و مأوایی است برای او , تا خود , اموال و احوال اختصاصی اش را در چاردیواری آن سامان بخشد و گذشته از اینها , خانه ی هر کس فضایی است که او می تواند ذوق و سلیقه ی خود را در حد امکانات خویش در آن اعمال کند و غریزه ی زیبایی پسندی اش را ارضا نماید . لباس را نیز می توان به تعبیری " خانه " و درست تر بگوییم " خانه ی اول " هر کس دانست . لباس , خانه ی اختصاصی تر انسان است ؛ چون هر فرد نخست در لباس خود سکونت دارد و بعد در خانه اش , و از این قرار است که می توان گفت همه ی ما به جهت لباسی که بر تن داریم , خانه به دوشیم .

منشأ اصلی پیدایش لباس , چنانکه گفتیم نیاز به محفوظ ماندن , عفیف ماندن و زیبا بودن است ؛ اما اشتباه است اگر تصور کنیم که می توانیم این همه اختلاف و تنوع را که در لباس افراد جوامع مختلف و در دوران های مختلف دیده می شود , تنها با در نظر گرفتن این سه اصل توجیه کنیم . اگر به گروه های گوناگون اجتماعی نظر افکنیم , می بینیم که لباس زنان , مردان و کودکان با یکدیگر متفاوت است . پوشش روستاییان یا شهرنشینان فرق دارد . در شهر نیز زنان خانه دار , لباسی متفاوت با لباس زنان کارمند به تن می کنند و اصناف و صاحبان حرفه های گوناگون نیز به تناسب کار خویش , لباسی خاص دارند . طبقات مختلف اجتماع نیز بسته به وضع اقتصادی و در آمد خود , لباس های گوناگون می پوشند و شرایط اقلیمی هر منطقه نیز بر نوع لباس مردم آن تاثیر می گذارد . معمولاً مذاهب هم درباره ی نوع لباس , دستوراتی دارند ؛ چنانکه در اسلام نیز درباره ی پوشش تن , قواعد و دستوراتی وجود دارد و اصطلاح " حجاب " در جامعه ی امروز ما , گویای همین نوع پوشش اسلامی است .

در شریعت اسلام برای لباس چهار ملاک اصلی قرار داده شده است ... ( ادامه دارد )




بسم الله الرحمن الرحیم


با توجه به اهمیت نماد و توانایی فراوان آن در انتقال فرهنگ ، تلاش برای اظهار و ابراز شعایر ، بزرگداشت آنها ، محافظت از آنها و ایجاد و ابداع نمادهای نوین یا تکمیل نمادهای موجود ، یک ضرورت است . " محافظت از نماد " نیز ، هم به معنای باقی نگاه داشتن ظاهر نماد و حضور مستمر آن در صحنه ی اجتماعی ، و هم به معنای جلوگیری از تحریف آن و حفظ رابطه ی نماد با معناست .


و من یعظم شعائرالله فانها من تقوی القلوب ( حج ، 36 )

بزرگ داشت شایر الهی نشانه ی تقوای قلب است .


یا ایها الذین آمنوا لا تحلوا شعایر الله ( مائده ، 2 )

ای اهل ایمان ! حرمت شعایر الهی را نگاه دارید .


امام سجاد علیه السلام که مجسمه ی مهابت و وقار است ، از نماد گریه و اشک برای ابقای حرکت کربلا بهره گرفته است . اساساً مراسم سوگواری امام حسین علیه السلام  ،  موجب انتقال فرهنگ عاشورا به نسل های پیوسته ی تاریخ است . تشییع پیکر شهدا که پس از سال ها در مناطق جنگی کشف می شدند و نیز تدفین آنها در میان جامعه ، نه خارج از شهر و دور از چشم ها ، عطر فرهنگ شهادت طلبی را در کشور ما زنده و پایدار کرده است . نام گذاری سال ها ، ماه ها و روزها که موجب تذکر مجدد ارزش ها می شود ، بهانه کردن زمان و خلق نماد است . حضور رهبر انقلاب در مراسم تشییع پیکر شهدا و بوسیدن تابوت شهید ، ارج نهادن به مقام شهید و تعظیم شعایر است .


بسیاری از شخصیت ها ، تبدیل به نماد " فضیلت هایی " شده اند که در طول حیات خود با مجاهدت به دست آورده اند . تجلیل از آنها ، بزرگداشت آن مجاهدت و احیای آن فضیلت هاست .


از طرف دیگر ، وظیفه ی موضع گیری در مقابل سنت های باطل و اندیشه های  نادرست ، مقتضی از بین بردن ، تحقیر یا تحریف نشانه های آن است . توصیه  به از بین بردن هیاکل عبادت مثل بت و صلیب ، اقدام حضرت موسی علیه السلام در به آتش کشیدن گوساله ی سامری و به دریا ریختن خاکستر آن و سوزاندن مسجد ضرار توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، نمونه هایی از این موارد است .


کمترین موضعی که درباره ی این قبیل شعایر می توان به کار گرفت ، عدم استفاده و تر.ک آن است که به مرور زمان به مرگ آن می انجامد . الباطل یموت بترک ذکره .


استفاده از نمادهایی که متعلق به فرهنگ باطل است ، تبلیغ و تقویت آن فرهنگ و اعلام حیات و حضور  آن در جامعه است . ما با این نمادها عضویت خود را در آن اندیشه و وفاداری خود را به آن اعلام می داریم و سیاهی لشکر آن شمرده می شویم .


من تشبه بقوم فهو منهم ؛


هر کس به گروهی شبیه گردد ، از آنهاست .


بهره گرفتن از نماد ، " پذیرش " آن و " ابراز مهر " به اوست و این نتیجه ی تولی است :


و من یتولهم منکم فانه منهم ؛ هر کس از شما که تحت ولایت آنها رود ، از آنهاست .


پیامبر  اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امت خود سفارش می فرمودند :


ولا تشبهوا بالیهود ؛


ظاهر خود را به مانند قوم یهود مگردانید . ( جهت اطلاعات بیشتر به سایت جمال مرد رجوع کنید )


به این ترتیب ، برماست که رابطه ی میان نماد های دین و معانی آن را اگر گسسته کنیم ، برقرار کنیم و اگر متزلزل گشته ، محکم گردانیم و باید بدانیم که دینداران بی تعهد ، بیش از دشمنان متعهد می توانند در تغییر و تحریف نمادهای دین تاثیر داشته باشند .


در شرایطی که گنبد و گلدسته ی مساجد ، لابه لای برج های سر به فلک کشیده گم می شوند و هر آنچه انسان را به یاد خدا و معنویت و ابدیت می اندازد ، کم فروغ می گردد و اطراف ما را مظاهر لذایذ مادی و دنیاطلبی فرا می گیرد و ابزارهای لهو و لعب و سرگرمی های غفلت زا فراوان می شود ، بهترین خدمت ، تذکر حقیقت و تداعی ارزشها و فضیلت هاست ؛ احیای نمادها و بلند کردن صداهایی که در میان این همه هیاهوی خاموش ، دعوت انبیاء ر تداعی می کند و پژواک پیام صالحان باشد .


اگر ما از سر ضعف یا جهل ، مظاهر فرهنگ و اصالت خود را پنهان کنیم ، نسل آینده ی ما که در هزاران پیام پنهان و آشکار قرار دارد ، از دینداری خجالت خواهد کشید و از عمل به وظایف شرعی احساس حقارت خواهد کرد و آن گاه ، نماز خواندن ، صدقه دادن ، بسم الله گفتن ، امر به معروف ، نهی از منکر ، اذان ، سلام ، چادر مشکی ، عزاداری و ... ، پدیده ای شبیه کالای قاچاق و به تدریج دستخوش فراموشی خواهد شد .


لازم است این نکته نیز به صراحت گوشزد شود که تاکیر بر اهمیت نماد ، هرگز به معنای غفلت از روح و معنای آن نیست ؛ بلکه اهمیت نشانه ها ، در پرتو اهمیت محتوا و مرهون واقعیت معناست . نماد ، نماد است و واقع ، واقع است ، و نباید جایگاه هیچ یک تغییر کند ؛ نه می توان نماد را واقع فرض کرد و نه می توان بدون نماد به واقع رسید . گروهی .که نماد را واقع می گیرند و به آن توجه مستقل می کنند ، از عمق و محتوای آن محروم می مانند . گروهی هم که به معنا توجه دارند ، ولی به نماد اهمیت نمی دهند ، راهی به سوی معنا نمی یابند .









[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]
[ Designed By Ashoora.ir ]